شاه توت

این وبلاگ به سایت www.maahang.com منتقل شده حتما به ما سر بزنید

جک جدید
نویسنده : - ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢٢


غضنفر می ره ختم، ازش می پرسن شما؟ می گه من سایر بستگان هستم


غضنفر زنش رو برد دکتر
دکتر : برای خانومتون 3 روز نزدیکی تجویز می کنم.
غضنفر میگه : خانوم رو بیارم مطب یا تشریق میارید منزل؟


از غضنفر می پرسن: شما همیشه لکنت زبان دارین؟
غضنفر می گه: ن ن نه... ف ف ق ق ط و و ق ق قتی حرف می زنم!



اولی: آقای دکتر، من فکر می کنم عینک لازم دارم.دومی: بله حتما! چون این جا مغازه ساندویچ فروشی است!



غضنفر زنگ می زنه فرودگاه و می گه: شیراز تا تهران چقدر راهه؟ کارمنده می گه: یه لحظه... غضنفرمی گه: خیلی ممنون! و قطع می کنه


دیوانه اولی: «من خواب دیدم رفته ام مسافرتدیوانه دومی: «من هم خواب دیدم که یک غذای خوشمزه خورده امدیوانه اولی: «تنهایی؟ پس چرا من را دعوت نکردی؟»دیوانه دومی: «می خواستم دعوتت کنم، ولی گفتند رفته ای مسافرت


به غضنفر می گن تو همیشه لپ لپ می خری میگه آره بهش می گم حالا جایزه هم توش داره؟میگه : فکر نمی کنم من لپ لپو واسه کیفیتش می خرم.


ازغضنفر می پرسن ارزوت چیه؟میگه دکتر بشم از اطاق عمل بیام بیرون بگم:متاسفم!



یارو یه 50تومنی پیدا میکنه میبینه وسطش سوراخه میگه بخشکی شانس وسطش گوشه نداره



یه روز یه باباه به پسرش میگه:2.2 تاچندتامیشهٍ؟
گفت:باباجون4تامیشه باباه بهپسرش4گردو می ده.فردا آن روزباباه ازپسرش پرسید:پسرم4،4تاچندتامیشه؟پسره گفت:2گونی



سه دیوانه هم اتاقی بودن، یک روز خبر آوردن که دوتاشون بالا و پایین می‌پرن و میگن: ما سیب‌زمینی هستیم و داریم تو روغن سرخ میشیم ولی سومی ساکت نشسته! رئیس تیمارستان هم طبق معمول رفت که این دیوونه رو مرخص کنه. ازش پرسید: تو چرا با دوستات نیستی؟ دیوونه سومیه هم میگه: آخه من کف ماهیتابه چسبیدم!



غضنفر با زنش می ره مکه تنها بر می گرده می گن : چرا تنها اومدی ؟ می گه : ما رفتیم مروه خانومو بردن صفا...




comment نظرات ()