شاه توت

این وبلاگ به سایت www.maahang.com منتقل شده حتما به ما سر بزنید

زندگی نامه ی فیلسوف فقید شرق حاج ملا هادی سبزواری
نویسنده : - ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱٤

 حاج ملا هادی سبزواری بزرگترین فیلسوف ایرانی بعد از ملاصدرا در سده های اخیر است. بعد از وفات ملا صدرا در قرن یازدهم، فیلسوف برجسته و جریان سازی در ایران ظهور نکرد تا قرن سیزدهم که حاج ملاهادی سبزواری، حوزه بحث فلسفی و تدریس حکمت رو در سبزوار دایر کرد. بسیاری، ایشون رو بعد از ملاصدرا برجسته ترین مدرس فلسفه اشراق میدونن. اهمیت حاج ملا هادی سبزواری به نبوغ و نوآوری های او پس از نزدیک به دو قرن خاموشی فلسفه در ایرانه.

به محض ورود، اولین چیزی که در بقعه توجه هر بیننده ای رو جلب میکنه ، نوشته بالای سردر این بقعه است : " آرامگاه اسرار".

"اسرار" تخلص شاعری مرحوم حاج ملا هادی بوده یعنی در اشعار، از خودش با این عنوان یاد میکرده.

روی لوح سنگی که در حال حاضر بر دیوار جنوبی بقعه نصب شده این ابیات که سروده یکی از شاگردان ملا هادی به نام بروغنی سبزواری است به چشم میخوره که درباره تاریخ وفات استاد گفته:

اسرار چو از جهان به در شد           از فرش به عرش ناله بر شد

تاریخ وفات او چو پرسند                گویم « که نمرد زنده تر شد »

 

گویا عبارت داخل گیومه در مصرع آخر یعنی « که نمرد زنده تر شد »، به حساب حروف ابجد میشه 1289 ، که سال وفات حاج ملاهادی به قمری است.


حاج ملا هادی سبزواری



 

زندگی نامه و تالیفات حاج ملا هادی سبزواری

در سال 1212 ق. در شهر سبزوار و در خانه حاج میرزا مهدی یکی از انسانهای وارسته و مؤمن سبزوار کودکی پا به عرصة وجود گذاشت و هادی نام گرفت. او هشت سال داشت که به جمع محصلان علوم مقدماتی پیوست و در اوان نوجوانی ادبیات عرب (صرف و نحو) را فرا گرفت و دیری نگذشت که به جلسات درسهای بالاتر راه یافت. وی هر چند در ده سالگی پدرش را از دست داد ولی توانست به کمک یکی از اقوام خویش راههای سخت آینده را هموار سازد. پسر عمه‌اش حاج ملا حسین سبزواری که خود اهل فضیلت و دانش بود در ادامة تحصیل وی را یاری کرد و با کمک او راهی حوزة علمیه مشهد شد و ده سال در کنار بارگاه امام رضا ـ علیه السّلام ـ به تحصیل پرداخت.

به دنبال حکمت

اصفهان با در داشتن حوزه‌های علمیه پر رونق، تاریخ درخشان دارد و گذشتة این شهر با خاطرات بزرگان بسیاری نقش بسته است. حضور ملا هادی در حوزةاصفهان از روزی آغاز شد که وی در سفر حج از راه اصفهان گذر می‌کرد و چون هنوز موسم حج نبود مدتی در این شهر اقامت گزید. در حوزه پر رونق اصفهان آن زمان استادانی چون حاج شیخ محمد تقی مؤلف کتاب هدایة المسترشدین و حاج محمد ابراهیم کلباسی نگارندة کتاب اشارات الاصول و آیة الله ملااسماعیل کوشکی در آن، محفل درس و بحث علمی داشتند. ملا هادی که هنوز تا موسم حج فرصت داشت لحظاتش را مغتنم شمرده، در درس بزرگان شرکت جست. او چند وقتی به درس آیة الله کوشکی رفت و احساس کرد این درس برایش چون گمشدة گرانقیمتی بوده که اکنون بدان دست یافته است. بیان شیوا و عمق معلومات استاد وی را هر روز شیفته‌تر می‌نمود. از همین رو تصمیم گرفت سفر حج خود را به سفر در سلوک دانش و معارف تبدیل کند و در اصفهان ماندگار شود. سفر ملاهادی به هشت سال اقامت در اصفهان انجامید و دراین مدت خود را به زیور دانش و معارف آراست و به برکت بزرگان آن سامان در علم حکمت افقهای جدیدی فرا راهش گشوده گردید. ملا هادی در سال 1242 به مشهد بازگشت و پنج سال در مدرسة حاج حسن مشغول تدریس شد.

اساتید

1. حاج ملا حسین سبزواری: حکیم سبزواری پس از بر شمردن عظمت این استاد می‌گوید: مرا از سبزوار به مشهد مقدس حرکت داد و آن جناب انزوا و تقلیل غذا و عفاف و اجتناب از محرمات و مکروهات و مواظبت بر فرایض و نوافل را مراقب بود و داعی را هم دراینها چون در یک حجره بودیم سهم و مشارکت داشت و کینونت ما بدین سیاق طولی نکشید و سنواتی ریاضات و تسلیمیتی داشتم و آن مرحوم استاد ما بود در علوم عربیّه و فقهیّه و اصولیه ولی خود کلام حکمت دیده بود و شوق و استعداد هم در ما می‌دید .
2. حاج محمد ابراهیم کرباسی (1180ـ 1262 ق.) او از محضر سید مهدی بحرالعلوم و شیخ جعفر کاشف الغطاء و سید علی طباطبایی استفاده برده و پس از بازگشت به وطن عمر خویش را با کمال زهد و احتیاط و قناعت سپری نمود. تألیفات مشهور این عالم با ورع عبارت است از: اشارات الاصول، الایقاظات، شوارع الهدایة الی شرح الکفایه (در شرح کفایه محقق سبزواری)، منهاج الهدایة الی احکام الشریعه و ...
3. آقا شیخ محمد تقی، معروف به صاحب هدایة المسترشدین (متوفای 1248 ق.) تبحّر او در علم اصول فقه به حدی بوده که وی را به رئیس الاصولیین خطاب می‌کردند. او در محضر استادان بزرگی همچون علامه سید مهدی بحرالعلوم و سید علی صاحب ریاض و سید محسن کاظمینی رشد کرده است. تألیفات مشهوراو عبارت است ازتقریرات سید بحرالعلوم، حجة المظنه، شرح الاسماء الحسنی و هدایة المسترشدین .
4 . ملا علی مازندرانی نوری اصفهانی (ف 1246ه. ق.) وی از محضر علمای مازندران و قزوین استفاده کرده وکلام و حکمت را نزد آقا محمد بید آبادی آموخته بود. تفسیر سوره توحید، حاشیه اسفار ملاصدرا و حاشیه مشاعر ملاصدرا از جمله تألیفات مشهور این عالم بزرگوار می‌باشد.
5. ملا اسماعیل کوشکی: او همیشه پس از فراغت از تدریس با تنی چند از شاگردان خود در حوزه درس ملاعلی نوری حاضر می‌شد. حاشیه اسفار ملاصدرا، حاشیه شوارق ملا عبدالرزاق لاهیجی، حاشیه مشاعر ملاصدرا و شرح عرشیه ملاصدرا از جمله تألیفات این عالم فرزانه است.


آثار ماندگار

عظمت تألیفات حکیم سبزواری بر اهل دانش و حکمت پوشیده نیست و ما در اینجا با بررسی آثار ارزشمند وی، گوشه‌ای از افق فکری و وسعت علمی ایشان را معرفی می‌کنیم.

1. منظومه و شرح منظومة سبزواری: این اثر نفیس و کم نظیر حاصل تلاش بیش از بیست سال از عمر با برکت حکیم در سنین جوانی است.مؤلف خود در آخر کتاب تاریخ شروع را سال 1240 ه.ق. و زمان ختم آن را سال 1261 ه.ق. یاد کرده است. حاج ملا هادی پس از فراغت از تألیف منظومه و شرح آن ابتدا خود به تدریس آن پرداخته و پس از پایان دوره اول آن فرزند بزرگ حکیم، آخوند ملا محمد تدریس مجدد آن را برای شیفتگان حکمت به عهده گرفته است.در اهمیت این کتاب شریف همین بس که از زمان تألیف تاکنون همواره در حوزه‌های علمیه و حتی در عصر حکیم درمرکز علوم عقلی تهران جزو کتابهای درسی بوده است.

شرح منظومه که اکنون چون ستاره‌ای پر فروغ در محافل علمی و فکری می‌درخشد حاوی دو علم منطق و حکمت می‌باشد. حکیم در بخش حکمت که نام آن را غُررُالفرائد گذاشته است با طبع روان خویش، بیش از هزار بیت شعر پیرامون حکمت سروده و در آن به بررسی مسائل مهم فلسفه پرداخته است و چون این بخش دارای مفاهیم بسیار دقیق فلسفی بوده ، پس از فراغت از نظم آن خود به شرحش پرداخته است.

بخش دیگر کتاب مربوط به مباحث منطق است . نام این بخش« لئالی المنتظمه» و بحق مخزن لؤلؤ و مرجان است. وی در اینجا با سردون اشعاری بالغ بر سیصد بیت ، دقیق‌ترین مباحث منطق را به نظم در آورده و با زبان فصیح عرب معضلات این علم را بیان کرده است و چون این اشعار نیز بسیار پیچیده و دقیق است، خود پس از فراغت از نظم به شرح ابیات پرداخته که اکنون آن شرح در ذیل منظمومه وی به چاپ رسیده و با نام شرح اللئالی المنتظمه موسوم است. مجموع مباحث منطق و فلسفه امروزه به نام شرح منظومه سبزواری کانون باصفای حوزه‌ها را گرم نگه داشته و علاوه بر اینکه نشان می‌دهد حاج ملا هادی عالمی منطقی و فیلسوفی بزرگ بوده، شاعری زبردست و توانا بوده است.

2. دیوان حاج ملا هادی: این کتاب که اشعارش بالغ بر هزار بیت است غزلیات و رباعیات و ... بسیار زبیای عرفانی را در بر گرفته است و نشان می‌دهد که این عالم بزرگوار در فنّ شعر و ادب نیز توانایی کامل داشته است. در قسمتی از اشعارش که نکات عرفانی در بر داشته، می‌خوانیم:

شورش عشق تو در هیچ سری نیست که نیست

منظر روی تو زیب نظری نیست که نیست

ز فغانم ز فراق رخ و زلفت به فغان

سگ کویت همه شب تا سحری نیست که نیست

نه همین از غم او سینه ما صد چاک است

داغ او لاله صفت بر جگری نیست که نیست

موسی نیست که دعوی انا الحق شنود

ورنه این زمزمه اندر شجری نیست که نیست

گوش اسرارشنو نیست وگرنه اسرار

برش از علم معنی خبری نیست که نیست



3. اسرار الحکمه فی المفتتح المغتتم: حکیم بزرگوار این اثر نفیس را در دو بخش تنظیم کرده است. در بخش اول آن که مربوط به حکمت نظری است حکمت را پس از مقدمه در اثبات واجب الوجود و مباحث توحید آغاز و به دنبال آن مباحث معاد و نبوت و امامت را به طور استدلالی دنبال کرده است و با آوردن ادله‌ای در اثبات امامت حضرت مهدی(عج) این بخش را به پایان برده است.

در بخش دوم کتاب که در حکمت عملی است پس از مقدمه، فلسفه تفاوت بلوغ زن و مرد را مطرح ساخته و بر آن چهار دلیل اقامه کرده و به دنبال آن بحث طهارت و اسرار نجاست را بیان فرموده و با طرح مباحث نماز و زکات و روزه این بخش را نیز به پایان برده است. حکیم در این کتاب از سایر ابواب فقه سخنی به میان نیاورده است. این کتاب نشان می‌دهد که حکیم علاوه بر فلسفه درعلوم مختلف از جمله فقه تبحر داشته است.

4. شرح فارسی بر برخی از ابیات مشکل مثنوی مولانا.
5. مفتاح الفلاح و مصباح النجاح: شرح دعای شریف صباح منسوب به مولی الموحدین امیر المؤمنین است.
6. شرح الاسماء: شرح دعای جوشن کبیر است.
7. النبراس فی اسرار الاساس: یک دوره فقه به طور خلاصه در قالب نظم ریخته شده و با اسرار و حکمت بیان شده است.
8. راح قراح و کتاب رحیق در علم بدیع.
9. حاشیه بر الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه اثر نفیس مرحوم صدرالحکماء المتألهین ملاصدرالدین شیرازی.
10. حاشیه بر اسفار اربعه ملاصدرالدین شیرازی.
11. حواشی بر کتاب مفاتیح الغیب ملاصدرالدین شیرازی.
12. حاشیه بر مبدأ و معاد صدرالدین شیرازی: البته نسبت به سه حاشیه قبل مختصر تر می‌باشد.
13. حاشیه بر شرح سیوطی لابن مالک (در علم نحو).
14. حاشیه بر کتاب شوارق اثر ملا عبدالرزاق لاهیجی (در حکمت).
15. هدایة الطالبین فی معرفة الانبیاء و الائمه المعصومین.

زاهدِ فقیر نواز


حکیم با همة بزرگواری و شخصیت علمی خویش، روح بلندی داشت و زندگی را تنها از دریچة حکمت و فلسفه نمی‌نگریست؛ به گونه‌ای که گاهی همصحبتی با فقرا و همنشینی با طبقات دیگر جامعه را مغتنم می‌شمرد. زاهدانه می‌زیست و به اشراف و حتی شخص شاه نیز بی‌توجه بود. نقل می‌کنند که روزی ناصرالدین شاه در سبزوار به خانه وی آمد و او با غذای ساده خود از شاه پذیرایی کرد و در مقابل اصرار شاه هیچ چیز از وی قبول ننمود. وی باغ انگوری داشت که با دسترنج خود از آن محصول بر‌می‌داشت و همه ساله به هنگام فصل برداشت ابتدا سهمی را بین نیازمندان تقسیم می‌کرد و سپس دوستان خویش را به همراه طلاب علوم دینی به آنجا دعوت می‌نمود تا حاصل دسترنج خود را با دیگران مصرف کند.
حکیم خود در دوران زندگی کار می‌کرد و بسیاراشتیاق داشت که از دسترنج خود استفاده کند.وی از بیت المال هیچ ارتزاق نمی‌کرد. او در تمام مدت عمر در یک خانه بسیار ساده زیست. دارایی حکیم منحصربه یک جفت گاو و یک باغچه بود. او هر آن چه را که مورد نیاز بود، با دسترنج خود به دست می‌آورد و نان سالیانه خود را با زراعتی که خود آن را به عهده داشت مهیا می‌کرد.
گفته‌اند: حاج ملا هادی یک روز از قنات عمید آباد و یک شبانه روز از قنات قصبه را مالک بود و خودش با استفاده از این دو آب به کشت گندم و پنبه و سایر مایحتاج زندگی اقدام می‌کرد و سالانه سی خروار غله و ده بار پنبه از زمین خویش برداشت می‌کرد و از باغی که در بیرون شهر واقع بود سالانه چهل تومان سود به دست می‌آورد، قسمتی از مجموع این درآمدها را برای امرار معاش خویش و باقیمانده را بین فقرا و نیازمندان تقسیم می‌نمود.
وفات
حکیم سبزواری پس از هفتاد و چند سال طلوع بر عالم اندیشه در عصر روز بیست و هشتم ذی الحجه سال 1289 ه.ق. دار فانی را وداع گفت و جامعة مسلمانان و حوزه‌های علمی را در ماتم فرو برد. پیکر پاک و مطهر آن عالم فرزانه با شرکت اقشار مختلف مردم سبزوار در حالی که دوستان و شاگردان آن بزرگوار از شدت حزن و اندوه اشک می‌ریختند تشییع شدو در بیرون دروازه سبزوار به نام دروازة نیشابور (معروف به فلکه زند) دفن گردید.
مرحوم میرزا یوسف فرزند میرزا حسن مستوفی الممالک وزیراعظم ایران در سال 1300ه.ق. آرامگاهی در آنجا احداث نمود. این آرامگاه در مساحت حدود 110 و عرض 50 قدم ساخته شد .

شاگردان


حکیم سبزواری علاوه بر حوزة علمیه کرمان نزدیک چهل سال در حوزة علمیة مشهد به تدریس پرداخته و حاصل این تلاش پرورش شاگردان بسیاری بوده است. در اینجا تنها به اسامی تنی چند از آنان اشاره می‌شود:

1. آخوند ملا محمد فرزند ارشد حکیم

2. آخوند ملا محمد کاظم خراسانی مؤلف کفایه

3.ملا محمد کاظم سبزواری

4. آقا شیخ علی فاضل تبتی

5.شاهزاده جناب

6. آیة الله حاج میرزا حسین مجتهد سبزواری

7. ملا علی سمنانی

8. آقا سید احمد رضوی پیشاوری هندی

9. ملا عبدالکریم قوچانی

10. شیخ ابراهیم طهرانی معروف به شیخ معلم

11. ملا محمد صادق حکیم

12. شیخ محمد حسین معروف به جرجیس

13. آقا حسین ابن ملا زین العابدین

14. میرزا اسماعیل ملقب به افتخار الحکماء طالقانی

15. میرزا علینقی ملقب به صدرالعلماء سبزواری

16. سید عبدالغفور جهرمی

17. میرزا حسین امام جمعه کرمانی

18. آیة الله حاج میرزا ابوطالب زنجانی

19. حاج شیخ ملا اسماعیل عارف بجنوردی

20. حاج میرزا حسن حکیم داماد حاج ملا هادی

21. وثوق الحکماء سبزواری

22. حاج ملا اسماعیل ابن حاج علی اصغر سبزواری

23. میرزا اسدالله سبزواری

24. شیخ عبدالاعلی سبزواری

25. شیخ علی اصغر سبزواری

26. فاضل صد خروی سبزواری

27. میرزا ابراهیم شریعتمدار سبزواری

28. فاضل مغیثه‌ای سبزواری

29. سید عبدالرحیم سبزواری

30. ملا محمد رضا سبزواری متخلص به روغنی

31. ملا محمد صادق صبّاغ کاشانی

32. شیخ محمد ابن ملا اسماعیل کاشانی

33. میرزا آقا حکیم دارابی

34. آقا میرزا محمد یزدی معروف به فاضل یزدی

35. ملا غلام حسین شیخ الاسلام

36. میرزا عباس حکیم.

شخصیت حکیم در فراسوى مرزها
در حال حاضر شعاع فکرى و عظمت علمى حکیم سرزمینهاى بسیار دور را نیز در نوردیده است . آراء و عقاید او در حکمت در میان دانشمندان جهان مطرح بوده و از طرف آنان مورد توجه قرار گرفته است . امروزه کمتر دانشگاهى پیدا مى شود که در آنجا علوم عقلى و فلسفه شرق مورد توجه قرار نگیرد و نامى از ملا هادى سبزوارى در آنجا نباشد . براى نمونه در آثار اقبال لاهورى ، اندیشمند مسلمان پاکستان ، مى خوانیم : (( پس از ملا صدرا ، فلسفه ایرانى با ترک آیین نو افلاطونى ، به فلسفه اصیل افلاطون روى آورد نماینده بزرگ این گرایش جدید ملا هادى سبزوارى است . او بزرگترین متفکر عصر اخیر ایران است . بنابراین بررسى فلسفه او برا شناخت نحوه تفکر اخیر ایران لازم است . فلسفه سبزوارى مانند فلسفه هاى اسلاف او سخت با دین آمیخته است . سبزوارى با اسناد فعلیت به حق ، جهان بینى ایستاى افلاطون را دگرگون کرد و به پیروى از ارسطو حق را مبداء ثابت و موضوع همه حرکات شمرد . از دیدگاه او همه موجودات عالم به کمال عشق مى ورزند و به سوى غایت نهایى خود سیر مى کنند . جمادى به سوى نباتى ، نباتى به سوى حیوانى و حیوانى به سوى انسانى . و بدان که انسان در زهدان مادر از همه این مراحل مى گذرد.))(12)
همچنین پرفسور توشى هیکوایزوتسو ، دانشمند ژاپنى و استاد فلسفه دانشگاه مک گیل کانادا و استاد ممتاز دانشگاه توکیو ، پیرامون شخصیت فلسفى و عرفانى حاج ملا هادى مى گوید : (( حاج ملا هادى سبزوارى متفکرى است که اثر معروف (( منظومه و شرح آن )) از اوست و به اتفاق همگان بزرگترین فیلسوف ایرانى در قرن نوزدهم بود . در عین حال وى در میان استادان و بزرگان عارف آن عصر مقام اول را داشت .
سبزوارى به عنوان یک عارف از طریق کاملترین نوع تجزیه شخصى قادر بود که به ژرفاى اقیانوس هستى و به دیدار اسرار وجود با چشم روحانى خویش راه یابد . وى به عنوان یک فیلسوف مجهز با قدرت تحلیلى دقیق ، قادر به تحلیل و تجزیه ما بعد الطبیعى اساسى به مفاهیم خوب تعریف شده و سپس وضع این مفاهیم خوب تعریف شده و سپس وشع این مفاهیم به صورت نظام مدرسى بود.



 نقل شده که روزی ناصرالدین شاه در سبزوار در خانه ایشان مهمان بود و ملاهادی با غذای ساده خود از شاه پذیرایی کرد و در مقابل اصرار شاه هیچ چیز از وی قبول ننمود. شاه مشاهده می‏کنه که در اتاق او، جز یک قطعه نَمَد چیزی دیده نمیشه. بعد از قدری صحبت متوجه میشه که فرش دو اتقاق دیگر آن خانه نیز از نَمَده. ناصرالدین شاه با تعجب از حاجی می‏پرسه: چرا این قدر محقّر ؟ که حاجی می‏فرماید: این سه قطعه نمد را هم که کف اتاق انداخته‏ام، باید در جهان بگذارم و بروم. این نمدها در دنیا می‏ماند و من رفتنی خواهم بود.

ناگفته نماند که حاج ملا هادی در خانواده ای ثروتمند و مرفه متولد شده بود و از مال دنیا همه چیز داشت اما زهد اختیاری را برگزیده بود.


وفات حکیم
حکیم سبزوارى پس از هفتاد و چند سال طلوع بر عالم اندیشه در عصر روز بیست و هشتم ذى الحجه سال 1289 ق . دار فانى را وداع گفت و جامعه مسلمانان و حوزه هاى علمى را در ماتم فرو برد . پیکر پاک و مظهر آن عالم فرزانه با شرکت اقشار مختلف مردم سبزوار و در حالى که دوستان و شاگردان آن بزرگوار از شدت حزن و اندوه اشک مى ریختند تشییع شد و در بیرون دروازه سبزوار به نام درواز نیشابور(17) ( معروف به فلکه زند ) دفن گردید .
مرحوم میرزا یوسف فرزند میرزا حسن مستوفى الممالک وزیر اعظم ایران در سال 1300 ق آرامگاهى در آنجا احداث نمود . این آرامگاه که در مساحت حدود 110 و عرض 50 قدم ساخته شد در اطراف صحن آن حجره هاى متعددى براى سکونت زوار ساخته بودند که اکنون هم با همان بقعه و صحن با کیفیت سابق موجود است .


http://www.aviny.com/News/85/03/18/sabzevari.jpg

و در غزلی در دیوان خود می‌سراید:

شهنشهی طلبی باش چاکر فقرا
گر آرزوست ترا فیض جام جم بردن
به نجم ثابت و سیّار گنبد دوّار
ببر به منظر کامل عیارشان مس قلب
همی دهند و ستانند خسروان را تاج
گرت بر آینة دل نشسته زنگ خلاف
مبین مرقع خاکی چودر وی اخگرهاست
چو ملک تن بود اقلیم در قلمروشان
بر اهل فقر مکن فخر خواندی ار ورقی
کنند شیر فلک رام همچو گاو زمین
گرت‌هواست‌که‌عین‌الحیو
ةظلمت چیست
مرا به دولت فقر آن دلیل روشن و بس
بود فقر سیه کردن خودی ز وجود
ز فخر پــا نـهد «اسرار» بـــر فـراز دو کـــون

 

گدای خاک نشینی شو از در فقرا
بکش به میکده دردی ز ساغر فقرا
رسد فروغ ز فرخنده اختر فقرا
که خاک تیره شود زر ز منظر فقرا
بود دو کون عطای محقر فقرا
بکن مقابله با روی انور فقرا
نهفته‌اند به خاکستر آذر فقرا
اگر چه تاج نمد باشد افسر فقرا
به سینه لوحة دل هست دفتر فقرا
اگر چه مثل هلال است پیکر فقرا
سواد دیده در آن خاک معبر فقرا
که فخر می‌کند از فقر سرور فقرا
چوخال‌گونه بود زیب و زیور فقرا
نهـند نـام گــــر او را ســــگ در فقـــرا

جناب حاج شیخ عمادالدّین سبزواری نوادة پسری حاج ملاّ هادی سبزواری و فرزند آقا محمّد اسماعیل در سال 1289 قمری و شش ماه پیش از فوت حاج ملاّ هادی متولّد و از طرف جدّ خود عمادالدّین احمد نامیده شدند. چنانکه برادر مهتر ایشان شهاب‌الدّین علی نامیده شده بود

مشهور است حاج ملاّ هادی سبزواری فیلسوف بزرگ شرق خود در سلوک وارد بود و کراماتی نیز از وی نقل می‌کنند.

      حاج ملاّ هادی از زن اوّل خود از قریة ایزی از توابع سبزوار یک پسر به نام ملاّ محمّد داشت. پس از فوت وی مجدد ازدواج نمود و از زن دوّمش که کرمانی الاصل بود دو پسر به نامهای آقا محمّد اسماعیل و آقا عبدالقیّوم و چهار دختر به وجود آمد. آقا محمّد اسماعیل دو پسر به نامهای شهاب‌الدّین علی و عمادالدّین احمد داشت که این کتاب در شرح احوال جناب عمادالدّین احمد است.     

      آقا محمّد اسماعیل تحصیلات خود را نزد اساتید مختلف در سبزوار و بالاخص حکمت متعالیّه را نزد پدر خود به کمال رسانید و به درجة استادی رسید. احاطة علمی و فضائل اخلاقی او باعث گردید که به عنوان فیلسوف جوان دستیار تدریس به دانشمندان و طلّابی که بعضاً از غالب بلاد ایران و هندوستان و ممالک غربی و عثمانی برای درک محضر حاج ملاّ هادی به سبزوار می‌آمدند یاری پدر نماید.

      آقا محمّد اسماعیل علیرغم تمکّن علمی از نظر مالی نیز متمکّن بود و به دلیل حسن شهرت علاوه بر تدریس عهده‌دار داوری و دادگری و قضاوت در دارالخلافه سبزوار بود و در سبزوار به عنوان فردی خیّر و نیکوکار مورد اعتماد عموم اهالی قرار داشت. همانند رویّة پدر او نیز در آموزش فرزندان جدّ و جهد بلیغی داشت. هر دو فرزندان وی در فراگیری علوم از نبوغ ذاتی برخوردار بودند. فرزند ارشد وی شهاب‌الدّین یکی از دانشمندان و علماء معروف سبزوار گردید. در ریاضیات و علوم قدیمه و جدیده در آن زمان متبحّر بود و با اینکه در آن ایّام توجّهی به فراگیری زبان خارجی (اروپائی) نمی‌شد وی به زبان‌های عربی و فرانسه مسلّط بود. با این وجود طبع شعر و خط زیبای او نشان از طبع لطیف او می‌کند. قرآن دستخط وی در کتابخانة مقبرة حاج ملاّ هادی موجود است.

آقا محمّد اسماعیل علیرغم اینکه خود استاد مسلّمی در فلسفه بود در ابتدا فرزند کوچکتر خود عمادالدّین را نزد اساتید محلّی فرستاد تا به جد تحصیل دانش صوری نماید. هر روز که بر سنّ عمادالدّین جوان افزوده می‌گشت آثار نبوغ فوق‌العادة وی بیشتر ظاهر می‌شد و استعدادهای نهفته‌اش آشکارتر می‌گردید. ژرف‌نگری و عمیق‌اندیشی در پیشانی‌اش می‌درخشید و در جلسات درس اساتید مختلف برای کسب معارف اسلامی با تشنگی ویژه‌ای حاضر می‌شد. آقا عمادالدّین از همان کودکی همراه پدر در اجتماعات و جلسات درس و بحثی که پدر شرکت می‌کردند حاضر می‌شد و در روبرو شدن با اساتید توانا و زبردست با طرح اشکالات و سؤالات دقیق و منطقی با آنها به گفتگو می‌پرداختند بطوریکه نظر فضلا و دانشمندان آن زمان را به خود جلب کرده بودند. اغلب ضمن تبریک به آقا محمّد اسماعیل قریحة شگفت‌انگیز آقا عمادالدّین را ستوده و هوش سرشار وی را بی‌نظیر می‌دانستند و ذکر ذکاوت آقا عمادالدّین در اغلب مجالس بود و آقا اسماعیل همواره از آیندة روشن فرزندش سخن به میان می‌آورد. پس از فراگیری تعلیمات اساتید محلّی آقا عمادالدّین به سایر مراکز علمی آن زمان برای کسب علم مسافرت نمود. منجمله برای تکمیل تحصیلات خود چندین سفر به اتّفاق برادر خود شهاب‌الدّین به نجف مسافرت نمود و در شهرهائی که در آن زمان از اساتید و حوزه‌های علمیّة مشهوری برخوردار بودند اقامت گزید. آقا عمادالدّین حافظه‌ای بسیار قوی داشت بطوریکه کلّ قرآن را حفظ بودند و در تفسیر آن تبحّر خاصّی داشتند. گرچه بسیار کم سخن شده بودند ولی هنگام لزوم به پاسخ، بدون مراجعه به کتاب کلیّة آیات قرآن را با اشاره به نام سوره و شمارة آیه شرح می‌کردند و با احاطه‌ای که بر نهج‌البلاغه و مثنوی مولوی و سایر متون عرفانی نظیر کتب عطّار و سایرین داشتند، با ذکر شاهد از آنها تفاسیر خود را مستدل و مستند به شواهد می‌نمودند. می‌نویسند که مطالعات مفصل و احاطة خاصی بر شرح لمعه داشت و لذا او را شریعتمدار می‌خواندند. تا آخرین روزهای زندگی نیز کوچکترین خللی در حافظه ایشان پیدا نشد و مطالب و خاطرات گذشته را به خوبی به یاد داشتند و هر وقت شخصی ملاقات می‌کرد کاملاً بجا می‌آوردند و حتّی نام پدر و پدربزرگ او را نیز به یاد آورده عنوان می‌نمودند.

فرزندان جناب حاج شیخ عمادالدّین همگی در امور فرهنگی و علمی پیشتاز بوده‌اند. هنگام نقل مکان مجدد جناب حاج شیخ عمادالدّین به سبزوار در سال 1330  سبزوار مدارس متوسطه نداشت. مردم نیز درس خواندن و کارکردن بیرون از منزل را مناسب شأن بانوان نمی‌دانستند. جناب حاج شیخ عمادالدّین بر این عقیده بودند که باید فرزندان را مطابق زمان تربیت نمود و وقعی به گفته‌های مردم نمی‌گذاشتند. برای آموزش صبایای خود معلّم سرخانه استخدام کرده بودند و هنگام امتحان صبایا را به مشهد می‌فرستادند. سه نفر از صبایای ایشان زمانی که زنان تحصیل کرده در سبزوار نبودند با مدارج تحصیلی عالیه مسئول تربیت دختران و زنان جوان سبزواری شدند. کوچکترین فرزندشان دکتر هادی حکیم الهی که در 12 سالگی پدر را از دست داد موفق به اخذ درجة دکترای روانشناسی از دانشگاه سوربُن پاریس شد و یکی از متخصّصین مبرز در این رشته و ساکن فرانسه می‌باشند. دکتر هادی به تأسّی از احسان پدر بزرگوارش هر هفته یک روز را به ویزیت و عیادت و درمان رایگان ایرانیان خارج از وطن اختصاص داده است. کلیة نوادگان جناب حاج شیخ عمادالدّین دارای تحصیلات عالیه در رشته‌های مختلف می‌باشند که همگی مرهون توجّه آن جناب به اینگونه امور بوده است.

صبیة کوچکتر جناب حاج شیخ عمادالدّین می‌نویسند: خود ایشان شخصاً به درس فرزندان رسیدگی می‌کردند. با کهولت سن در اجتماعات و یا انجمنهای خانه و مدرسه شرکت می‌کردند. بسیاری از دروس را خود به فرزندان می‌آموختند. هرگاه سؤالی درسی از ایشان می‌کردیم ساعتها پاسخ می‌دادند و به انواع کتابها و منابعی که در آن باب سخنی داشت اشاره و استناد می‌کردند. قدری از املاک خود را مشخص و جدا کرده بودند و در وصیّت خود مشخصاً قید کرده بودند که برای تحصیل برادر کوچکتر ما صرف شود.

حاج ملا هادی سبزواری




comment نظرات ()